تبليغاتX
جایی برای پاهای دراز من
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

 


 محمد در تاریکی شب از جلوی یک گاری شکسته عبور می کند و به طرف خانه میرود و وارد خانه میشود. اتاق تاریک است - محمد چراق اتاق را روشن می کند نگاهی به جای خالی مادر می اندازد و به طرف میز می رود – نان و پنیر و پپسی را که خریده روی میز می گذارد. یک جرعه پپسی می خورد – تکه ای نان برمی دارد و با پنیر که کاغذش را باز میکند می خورد. محمد مشغول غذا خوردن است – از بیرون صدای سرفه پدر شنیده میشود- محمد برمیگردد و به طرف در نگاه میکند- دوباره به خوردن ادامه می دهد. در خانه باز می شود و پدر وارد اتاق می شود. محمد بر می گردد و به او نگاه می کند. پدر نگاهی به محمد می کند و سرش را تکان می دهد – کلاهش را بر می دارد و به میخ کنار در آویزان می کند. محمد مشغول خوردن است . پدر یک لیوان آب از بشکه پر میکند و می نوشد- با چهره ای خسته به طرف تخت خوابش می رود و روی لبه تخت می نشیند. محمد به او نگاه می کند. پدر یکی از چکمه ها را از پایش در می آورد. محمد مشغول غذا خوردن است. پدر به دستهای پینه بسته خود نگاه می کند- خودش را بالا می کشد و سرش را به دیوار تکیه می دهد و آرام گریه می کند. محمد در همان حال که لقمه را می جود با حیرت به پدرش نگاه می کند. کمی بعد صدای خرخر پدر شنیده می شود.پدر همانطور که روی تخت نشسته خوابش برده است. محمد به گوشه اتاق می رود- کتش را در می آورد و به میخ آویزان می کند – چکمه هایش را از پا در می آورد و به طرف دیگر اتاق می رود – چراغ را خاموش می کند و به رختخواب می رود محمد زیر لحاف جابجا می شود.چشمانش باز است – از بیرون صدای ضعیف زنی شنیده میشود که با لالایی، کودک خود را خواب میکند- محمد به سقف اتاق نگاه می کند. صحنه تاریک می شود.

 

یک اتفاق ساده

اولین ساخته بلند مرحوم سهراب شهید ثالث – 1351

نمایش داده شده در دومین جشنواره جهانی فیلم تهران – برنده جایزه بهترین کارگردانی

 

 

 

جامانده ها:

- یک اتفاق ساده فیلمی است که تکان و حرکت در زندگیش فقط تکان و حرکت دست ها و پاهاست. سایه روشن زندگیش فقط برآمدن آفتاب و غروب کردن آن است. شهید ثالث زندگی مردم فرودست ایران را با نگاهی نو به سینما و دنیا پیوند زد. او را باید استاد نمایش روزمرگی در ایران دانست. این فیلم دنیای فراموش شده بی رمقی را تصویر می کند که در آن اتفاقی نمی افتد.

- اندیشه بزرگداشت شهید ثالث در بیست و پنج سالگی یک اتفاق ساده را نخستین بار محسن مخملباف مطرح کرد.

- فیلمشناسی:

یک اتفاق ساده ، طبیعت بی جان ، در غربت ، زمان بلوغ، خاطرات یک عاشق، تعطیلات طولانی، نظم، آخرین تابستان گرابه، چخوف: یک زندگی، اتوپیا، گیرنده ناشناس، هانس جوانی از آلمان، درخت بید، فرزند خوانده ی ویرانگر، گلهای سرخ برای افریقا.

- شهید ثالث در مورد واکنش منتقدان نسبت به این فیلم گفته : "عده ای آمده بودند که می خواستند در خود جشنواره به من حمله کنند...آقای هوشنگ حسامی و همه باندی که دورو برش بودند. سیروس الوند هم که حالا کارگردان شده در این باند بود. آنها آمده بودند مرا هو کنند اما دیر رسیدند."

- فیلمسازان مورد علاقه شهید ثالث: "اول به بونوئل علاقه دارم و بعد تروفو. منظورم تروفوی تروفویی است نه تروفوی گداری یا تروفوی هیچکاکی. پس از آنها پازولینی را دوست دارم."

- امید روحانی در این فیلم در فیلمنامه نویسی و کارگردانی به شهید ثالث کمک کرد. حتما می دانید که الان امید روحانی منتقد معروفی است.

- از سه قطعه موسیقی که در فیلم می شنوید دو قطعه را شهید ثالث ساخته است.

- شهید ثالث در مورد نام فیلم در جایی گفته بود: منظور از یک اتفاق ساده، مرگ است. مرگ در ایران و در آن زمان یک اتفاق ساده بود و به طور کلی در ممالکی مثل ایران یک اتفاق ساده است.

- زندگی روزمره پسر در طی یک سری نما به ما نشان داده می شود: رفتن به خانه، خوردن غذا، خوابیدن، رفتن به کنار دریا، حمل ماهی قاچاق به شهر و فروش آن به مغازه دار، دادن پول به پدر که در قهوه خوری مشغول عرق خوری است، غذا در منزل و آوردن آب برای مادر جهت شستن ظرفها، انداختن رختخواب، خوابیدن و روز بعد به مدرسه رفتن.

- خبر بود ، گند بود ، فاصله بود، غربت بود و سهراب نبود ... 1998

او کسی ست که به احترامش خیلی بیش از یک دقیقه که زمان ها باید سکوت کرد

 

شعری از سهراب شهید ثالث:

یکباره

پیر شدم

توی آیینه نگاه کردم

آیینه هم پیر شده بود

آنوقت کودکی ام را

بیاد آوردم

در آنزمان

سالخورده و فرتوت بودم

آیینه از شعف

خندید

 

4 ژوئن 1996

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:38  توسط یه لنگ دراز  |